راز هري پاتر، راز نارنيا
منوچهر اکبرلو درسایت سوره سینما نوشت :به عنوان يكي از معدود منتقدان علاقه مند به سينماي كودك، با اشتياق تمام به تماشاي «راز دشت تاران» نشستم تا از تعريف هايي كه درباره طول كشيدن دو سال و نيم ساخت و جلوه هاي ويژه اش شنيده بودم، به خود فيلم برسم. اما توقع ام را برآورده نساخت. فيلم، همان مشكل «ملك سليمان» را دارد: شيفتگي فيلمسازان به جلوه هاي ويژه و بي توجهي به قصه.
فرق اين دو فيلم هم فقط چند ميليارد تومان است! وگرنه تفاوتي ندارد در اين كه كارگردانان اصرار دارند خودشان قصه بنويسند. قصه هايي كه پيش نمي رود و به اندازه يك صدم انرژي اي كه صرف درآمدن جلوه هاي ويژه شده، روي قصه آن تمركز نشده است. هر دو فيلم پر است از صحنه هايي كه آدم ها فقط حرف مي زنند و در لابه لاي حرفها جلوه هاي ويژه را داريم.
علي مرداني (يكي از دو نويسنده و كارگردانان فيلم) اين ضعف بزرگ را ناآگاهانه به زبان مي آورد: «اصلي ترين دغدغه گروه براي ساخت اين فيلم، دسترسي سريع و مفيد به فن آوري هاي روز بود». (در گفتگو با ماهنامه فيلم). اما گويا در اين جستجو، فقط نرم افزارهاي جديد رايانه اي را مرور كرده اند و نه مثلاً ماجراي ساخت امثال «هري پاتر» و «نارنيا» را. اگر چنان مي كردند درمي يافتند كه در آنجاها همه چيز در خدمت ارتقاي تصويري فيلمنامه است.
كسي براي ديدن تجريدي و مستقل انفجار و پرواز و غيب و ظاهر شدن ها و پرواز موجودات عجيب و غريب به سينما نمي رود. تماشاگر قبل از آن، قصه مي خواهد و روابط منطقي و باورپذير بين شخصيت هاي فيلمنامه را. چيزي كه «راز دشت تاران» ندارد. و اين راز ساده «هري پاتر» است و «نارنيا».