واگويههاي شهلا لاهیجی :در انتظار نوشتههاي بهرام بيضايي
شهلا لاهيجي در فرهیختگان نوشت :نمايشگاه كتاب را هميشه فرصت مناسبي براي ارتباط با علاقهمندان به حوزه كتاب ميدانستم. هميشه صبح اولين نفري بودم كه در نمايشگاه حاضر ميشدم و تا آخر وقت فرصت بود تا بتوانم با آنهايي كه طي سال كتابهاي ما را خوانده بودند از نزديك گفتوگو كنم. و اين ارتباط و تعامل بهترين وجه نمايشگاههاي كتاب تهران بود. اين بار وقتي به دليل محدوديتهاي پيش رو و در اختيار قرار دادن يك غرفه 9 متري از شركت در نمايشگاه انصراف دادم، در پي اين بودم تا بتوانيم دستكم ارتباط با مخاطب را در سطح كوچكتري حفظ كنيم.
اما شايد يكي از دلايلي كه بر آن شدم چنين نشستهايي در نشر روشنگران برگزار شود اين بود كه گاهي در مقام يك پرسشگر بتوانم پرسشهاي خود را با نويسندگان و مترجماني كه با نشر همكاري دارند اعلام كنم. در اين ميان از همان ابتدا به اين فكر ميكردم تا بتوانيم يك روز ميزبان بهرام بيضايي شويم تا او در گفت و شنود با ما و مخاطبانش درباره دلايل تاخير در نشر كتاب و نمايشنامههايش سخن بگويد.
دليل اصلي براي دعوت بهرام بيضايي به نشر روشنگران اين است كه با حضور علاقهمندان به سينما و تئاتر، پرسش و پاسخ مستقيمي با ايشان مطرح شود. براي شخص من نكته مهم اين است كه چرا كتابهايي ناتمام از ايشان مانده كه در حال حاضر امكان چاپ آن وجود ندارد. از چهار جلد ديوان نمايش دو جلد آن منتشر شده و كتاب هزار افسان ايشان هم كه به باور من يكي از بهترين كتابهاي ايشان به شمار ميآيد، از سوي نشر روشنگران مجوز گرفته اما آقاي بيضايي صفحات تازهاي بر آن افزودهاند كه به اين ترتيب ما بايد مجددا مراحل دريافت مجوز كتاب را آغاز كنيم.
البته «وقتي همه خوابيم» نيز در آينده منتشر خواهد شد. به هر حال من بهعنوان ناشر آثار آقاي بيضايي با تراكم كاري ايشان و مسائلي كه اين روزها با آن درگير شدهاند آشنايي دارم اما باز هم به ضرورت ناشر بودن، از ايشان توقع دارم كه در حوزه نوشتاري مانند قبل ظاهر شوند. چراكه بسياري از دانشجويان ميتوانند به اين شكل از تجربيات سالها كار هنري آقاي بيضايي بهرهمند شوند. البته گرفتاريهاي زيادي طي دو سال اخير پيش روي ايشان بوده و چهبسا گاهي كاري را تا نيمه انجام دادهاند و بعد به دلايلي كار به انتها نرسيده است. از دو سال گذشته تا به امروز حتما چند بار خبرهايي خواندهايد مبنيبر اينكه هيچكدام از كارهاي ايشان هرگز ساخته نشده و ما اين را ميدانيم اما ما هم در بخش نوشتاري طلب كاري ميكنيم و ما هم فكر ميكنيم كه دانشجويان نبايد تجارب نوشتاري ايشان را از دست بدهند. هرچند اهميت كاري ايشان در حوزه كارگرداني و مباحث آموزشي براي ما روشن است.
البته تا جايي كه ميدانم آقاي بيضايي سال 89 بر مقوله آموزش متمركز شدهاند. ما ناشر آثار آقاي بيضايي هستيم اما آقاي بيضايي در اين حوزه در سالي كه گذشت فعاليتي نداشتند و به همين خاطر وقتي آقاي قطبالدين صادقي و رحمانيان براي چاپ آثارشان به ما مراجعه كردند براساس اهميت كار و اثر اين نويسندگان تلاش براي چاپ آثارشان آغاز شد. البته دو نمايشنامه از محمد رحمانيان مجوز چاپ نگرفت اما از قطبالدين صادقي تاكنون يك اثر به چاپ رسيده است. در همين حوزه فيلمنامهاي از آقاي كراچي به نام «بيدارم برو» به چاپ رساندهايم.