اگر کودکیتان را دوست دارید به «نخودی» خوش آمدید /وطن امروز
هستي بهداد: جلال فاطمی آنقدر ساده سخن میگوید و ساده و ایدهآل تخیل میکند که نخستین سوالی که در مقابل او به ذهنم خطور میکند اینکه در این سالها کجا بوده و چکار میکرده است؟ «نخودی» نخستین تجربه سینمایی اوست که فیلمی خوشساخت در ژانر کودکانه است. نخودی داستان سینا بزرگی (صابر ابر)، یک کارگردان تئاتر عروسکی است که مدتهاست در رقابت با هجوم فیلمها و گیمهای خارجی، امکانی برای عرضه درست کارهایش به کودکان پیدا نمیکند. نمایشهای او بدون رونق و مشتری اجرا میشود و صاحبان سالنهای نمایش برای تعطیل کردن اجراهای او دلایل و بهانههای اقتصادی کافی دارند. سینا با وجود تلاش و مراجعه به جاهای مختلف برای کار، نتیجهای نمیگیرد و با هر پاسخ منفی بیشتر تحقیر و کوچک میشود. سینا پس از دیدار با فالفروشی بادکنکی، راهی سفری به سرزمین قصهها میشود و در آنجا «نخودی» افسانهای را ملاقات میکند.
ایده «نخودی» چه زمانی به ذهنتان رسید؟
بچه که بودم یادم میآید سریالی آمریکایی به نام «سرزمین عجایب» پخش میشد که من شیفته این سریال بودم: «مسافرهای یک سفینه فضایی از سیارهای شبیه زمین سر در میآورند، منتها آدمهایش صد برابر بزرگتر!» این سریال با تخیل من خیلی بازی کرد، طوری که مرا از درس و مشق انداخته بود. بعدها هم که فیلمهای کلاسیک این ژانر، یعنی ژانر«آدم کوچکها علیه آدم بزرگها» را دیدم یا کتابهایی مثل «سفرهای گالیور» را خواندم، علاقمندیام بیشتر شد، تا اینکه چند سال پیش که برگشتم ایران، شرکت تبلیغاتی و فیلمسازی رسانه پویا را با برادرم و مرحوم جمشید اردلان و فرهاد توحیدی تاسیس کردیم. در کنار پروژههای تبلیغاتی، سریالی به اسم «آرزوی پُر دردسر» ساختیم که فرهاد توحیدی نویسندگی آن را بر عهده داشت؛ درباره پدری بود که آرزو میکرد قد بچههایش بلند شود و سر آخر هم شد. آن سریال خیلی طرفدار پیدا کرد. بعد هم قرار شد یک فیلم سینمایی در این ژانر کار کنیم که ایده «نخودی» زاده شد.
از روند ساخت قصه برایمان بگویید.
میتوانم بگویم که این داستان به شکلی شرح حال خود من است! زمانی که به ایران بازگشتم وارد جامعهای شده بودم که 20 سال در آن نبودم. خب روابط آدمها و زن و مرد و بچه نسبت به گذشته برایم اندکی متفاوت بهنظر میآمد، نه اینکه برایش آمادگی نداشته باشم، نه. به هر حال حس میکردم یک مقدار مرد سالارانهتر هم شده است. پیش خودم فکر میکردم اگر در چنین محیطی، جایگاه فیزیکی زن و مرد عوض شود، یعنی زنها نسبت به مردها از لحاظ قد و وزن برتری داشته باشند، انتظار چه حوادثی را باید داشته باشیم! یا مثلاً اگر یک آدمی احساس حقارت بکند و شروع کند به کوچک شدن، چه اتفاقاتی رخ میدهد! موقع نوشتن «نخودی» ضمن اینکه با این ایدهها کلنجار میرفتم، ذهنیات یک شخصیت هنرمندمآب مثلخودم را در قصه تزریق کردم. یک مرتبه همه چیز مرتب شد و شکل قصه پیدا کرد.
برای مدتها به غیر از چند آدم دلسوز، کسی از این ایده استقبال نکرد. میگفتند هالیوودی است یا ساختش در ایران سخت است و...، ولی خوب من که نمیتوانستم ننویسم. تا اینکه بالاخره تمام شد. بعد از طریق دوست خوبم مازیار میری، فیلمنامه نخودی سر از فارابی درآورد. ناگهان فرشتهای به اسم فرشته طائرپور پیدا شد و گفت:«از ایدهات خوشم آمده، بقیهاش با من!» بعد از اینکه او زحمت بازنویسیاش را پذیرفت، فیلمنامه برای ساخت آماده شد.
نامهای بزرگی در فهرست عوامل شما هستند، چگونه موفق به جلب اعتماد این چهرهها در تجربه نخست خود شدید؟
بودن بازیگران خوب فیلم حاصل چند اتفاق بود؛ یکی شانس خوب من دوم، به لحاظ فیزیکی و سبک بازی دقیقاً کسانی بودند که موقع نوشتن در ذهن خودم به آنها فکر میکردم.
جلوههای ویژه از امتیازات فیلم شماست. کمی درباره اجرای این جلوهها و امکاناتی که در دسترس داشتید توضیح میدهید؟
من بعد از ساخت 3 فیلم بلند تلویزیونی (در آمریکا و ایران) چندین فیلم کوتاه، 40-30 کلیپ موسیقی و
300- 200 آگهی تلویزیونی که در بیشتر آنها از تروکاژهای دیجیتال استفاده کرده بودم، شجاعت پیدا کردم که دست به ساخت این فیلم بزنم. جلوههای ویژه این فیلم که به این حجم تا بهحال در سینمای ما سابقه نداشته، با ترکیب یک مدیر فیلمبرداری و دستیارهای مجربش و 3 گروه از بچههای زبده کار دیجیتال میسر شد که به تفصیل راجع به آنها و روش کاریشان صحبت خواهم کرد. من از همینجا از همه آنها تشکر میکنم. اما اگر بخواهم به شکل خلاصه بیان کنم، از پرده سبز و دوربین اچدی، استفاده فراوان کردیم.
دلیل همکاری با فرشته طائرپور به خاطر تجربه فراوان ایشان در ژانر کودک و نوجوان بود؟
دلیل انتخاب خانم طائرپور به غیر از آشنایی کوچکی که من و ایشان در جلسات فیلمنامهخوانی در حوزه هنری داشتیم و اینکه بعدها فهمیدم که یک نسبت خانوادگی هم با هم داریم، این بود که اولا پذیرفت تهیهکنندگی کار را بر عهده بگیرد، دوم اینکه خودش هم ایدههایی برای یک فیلمنامه در رابطه با داستان نخودی افسانهای داشت و سوم، همانطور که خود شما حدس زدید، تجربه خانم طائرپور در زمینه سینما و ادبیات کودک بود.
از بازیگران خیلی خوبی در این فیلم استفاده کردهاید، صابر ابر، علیرضا خمسه، مسعود کرامتی و ... . برای دیدهشدن فیلمتان این کار را کردید یا الزام فیلمنامه بود؟
بودن این بازیگران زبده و محبوب در فیلم من همان طور که قبلا هم اشاره کردم، حاصل شانس بزرگ بنده، الزامات فیزیکی و سبک بازیگری این اشخاص بود.
شما که از جلوههای ویژه در فیلمتان به این خوبی استفاده کردید، چرا در پایانبندی فیلم کمی ساده عمل کرده و به یک پایان موزیکال و تئاتری بسنده کردید؟
ورسیون جشنواره همدان به دلیل کمی فرصتها تا اندازهای ناکامل بود. اکنون با شجاعت میتوانم بگویم، چیزی حدود 10 درصد به فیلم اضافه شده که پایان فیلم را هم شامل میشود. پایان فیلم نسبت به آنچه در جشنواره همدان رویت شده، نه از لحاظ محتوایی بلکه از نظر تکنیک تصویری کاملا متفاوت است. مضافا اینکه بنده ترجیح میدهم در این مقطع صحبتی راجع به پایان فیلم نکنم یا احیانا سؤالی طرح نشود که خدای ناکرده، مشخصهای از فیلم لو برود. به هرحال علاقهمندانی هستند که فیلم را ندیدهاند و دوست دارند ببینند.
سینمای کودک متاسفانه وضع مناسبی ندارد. نمای سینمای کودک را چطور ارزیابی میکنید؟
سینمای کودک در ایران چند دوره خوب را پشت سر گذاشته؛ سالهای 60 و اوایل 70. در این 2 دوره، فیلمها از نظر کیفی خوب و چشمگیر بودند، اما از لحاظ ساخت تا حد زیادی تابع سلایق روشنفکرانه. شاید هدفگیری جشنوارهای تا حدی میان مخاطب و سازندگان فیلم فاصله ایجاد کرده است اما به نظر بنده، در اواسط سالهای 70 سینمای کودک ما از کیفیت فاصله گرفت و گیشه را هدف قرار داد. شاید ملحق شدن تلویزیون به میدان یکی از دلایلش بود. اگر به تکامل این سینما (که نسبت به کشورهای غربی کمی نوپاست)، لطمهای وارد نشود، من ایرادی در این هدفگیریها نمیبینم. به هر حال باید منصف بود. هر دوی این پدیدهها در مقاطع خودشان به جلو پیش رفتند و مثبت عمل کردند و بندرت اتفاق افتاده است که یکی از این 2 مورد فدای دیگری نشده باشد!
با توجه به اینکه این فیلم در جشنواره کودک همدان هم حضور داشت، نظر منتقدان را راجع به فیلمتان چطور دیدید؟
نظر منتقدان در جشنواره همدان بسیار مثبت بود. اغلب اظهار میکردند که چرا فیلم را در بخش مسابقه نگذاشته بودند. ما هم میگفتیم برای اینکه فیلم کامل نبود یا اینکه یکی از بازیگران فیلم به عنوان داور در جشنواره حضور داشت!
برای اکران نخودی چه برنامهای دارید؟
اکران فیلم با نظر بنیاد سینمایی فارابی و تهیهکننده خواهد بود ولی احتمال دارد عید سال آینده اکران شود.
تا چه میزان امیدوار به موفقیت فیلم در جشنواره هستید؟
حدس میزنم با نظر مثبت تماشاگران مواجه شود. پاسخ خوب مردم در جشنواره همدان برای ما تا حدی ملاک و تعیین کننده است.
با تصمیم به ساخت فیلم «ناگهان زیبا شد»، نشان دادید که به سینمای کودک علاقهمندید. آیا میخواهید جلال فاطمی را با کار کردن در این ژانر به مخاطب بشناسانید یا تغییر رویه خواهید داد؟
یادآوری کنم، فیلمنامه « ناگهان زیبا شد» برای سینمای کودک نیست (متأسفانه یا خوشبختانه!) گرچه فضای کودکانه در آن هم به تصویر کشیده میشود، اما فیلمی است که بیشتر برای بزرگسالان در نظر گرفته شده است. ساخت چند پروژه برای کودک و نوجوان در دستور کار بنده هست، ولی اینکه منحصرا روی پروژههای کودک و نوجوان متمرکز باشم، خیر.
با توجه به اینکه فیلم هنوز دیده نشده اگر حرفی یا سوال و جوابی از قلم افتاده، بفرمایید.
حرف آخرم شاید زیاد سینمایی نباشد، اما دوست دارم آن را بگویم. دوست دارم بچهها و نوجوانها را در فیلمهایم جدی بگیرم. بچهها هیچ چیز کمتر از بزرگترها ندارند. ممکن است که تجربه زندگیشان کمتر باشد یا مهارتهای اجتماعیشان مثل بزرگترها نباشد، ولی از خیلی نظرها، هم صادقتر هستند و هم منطقیتر اندیشه و عمل میکنند.
دوست دارم در دنیایی زندگی کنم که در آن به کودک و نوجوان احترام میگذارند، چون مطمـئنم آنها هم برای بزرگترها احترام قائل میشوند. زندگی در دنیایی که خوبیهایش نسبت به بدیهایش بیشتر باشد خیلی بهتر است، نه؟! اگر برای چنین دنیایی آمادگی دارید، فیلم «نخودی» به شما خوشامد میگوید!
تهیهکننده: فرشته طائرپور
فیلمنامه: جلال فاطمی
بازنویسی فیلمنامه: فرشته طائرپور
تدوین: سعید شاهسواری
مدیر فیلمبرداری: تورج منصوری
صدابرداری، صداگذاری و میکس: مهران ملکوتی
موسیقی: فردین خلعتبری
گویندگان عروسکی: غزل شاکری، فردین خلعتبری، مرضیه محبوب و افشین یداللهی
عروسکگردانی: مرضیه محبوب، دنیا فنیزاده و صابر ابر
مدیریت جلوههای ویژه: رضا فخاریه
طراح چهرهپردازی: مهرداد میرکیانی