نظرات دومنتقد ماهنامه فیلم نگار درباره 4 فیلم

 علی خوشدونی در ماهنامه فیلم نگار درباره فیلم ناسپاس نوشت : در سینمای ایران فیلمنامه های موفق  دینی و حتی تاریخی نه تنها انگشت شمار بلکه تقریبا به هیچ می رسد و فیلمنامه ناسپاس نیز از این شرایط مستثنی نیست و مشکلات عدیده فیلمنامه نویسی اعم از ضعفهای اساسی درروایت ُاز دیالوگ نویسی گرفته تا شخصیت پردازی وخلق وقایع ُکاررا تا آنجا پیش برده که به جرات می توان گفت طرح حاصل فاقد ساختار سینمایی است .

 

او در مطلب دیگری درباره فیلم دموکراسی می نویسد :فیلمنامه این فیلم سعی کرده به کمک طتز کلامی نواقص دیگر فیلم را جبران کند اما پس از ملاقات با نیکزاد طنز کلامی نیز آنقدر کمرنگ می شود که دیگر صبر تماشاگر سر می رود .برخلاف اخراجیها که اگرچه ایده جذابی نداشت و نگاه متفاوتی هم ارائه نداد (به طوری که تمام مولفه های یک فیلم سطحی را دارد اما طنز کلامی اش سطح بسامانی دارد )

یزدان سلحشور  درباره مقلد شیطان می نویسد :طبیعتا در مورد این بهترین تریلر جشنواره امسال چیزی جز ابراز تمجید ندارم . فیلمی به یاد ماندنی با فیلمنامه ای به شدت خوب طراحی شده که چه درشخصیت پردازی وچه دردیالوگ نویسی وچه دررعایت قواعد ژانری نه تنها موفق است بلکه پیشنهاد دهنده نیز است .

 

 سلحشور همچنین درباره فیلم بیداری رویاها می نویسد :با ورود اسیر به کشور ،به معنای از هم پاشی کل ساختار خانواده است و در تهایت آن کسی که گذشت می کند و به گذشته می پیوندد همان کسی است که این سالها را دراسارت سپری کرده .تصویری که فیلمنامه به ما ارائه می دهد تصویر عینی ،غیر متظاهرانه ،خالی از شعار وباور پذیر از آدمها ووضعیتی است که برمدار "تلخ محوری سرنوشت "رقم می خورند و تعریف می شوند . در انتهای قصه هیچ چیز حل نمی شود ،فقط دوباره همه همه چیز را فراموش می کنند که یک جورهایی این پایان از لحاظ بینش آدم را یاد خنده وفراموشی میلان کوندرا می اندازد.

ناسپاس»؛ روايت تحريف شده از حضرت موسي(ع) /ایرنا

 
اگر يهوديان رسالت حضرت موسي را انحلال برده‌داري و گرفتن ده فرمان از فرشتگان مقرب الهي و رهايي قوم محسوب کرده اند، حسن هدايت اين را هم پشت‌سر گذارده و فراتر از اين، آنان را در معرض تمدن‌سازي به تصوير مي‌کشد.
بسيار بعيد به‌نظر مي‌رسيد که در سي‌امين سال جمهوري اسلامي ايران فيلمي درباره پيامبران والا مقام به روايت يهوديان در سينماي ايران ساخته شود. حسن هدايت به صرف داشتن چند هنرپيشه دم‌دست که موهاي سر و صورت بلند و يکدست سفيد داشته‌اند، اقدام به ساخت فيلم سينمايي «ناسپاس» کرده است. کاري که پيش‌تر نادر طالب‌زاده آن را در «منجي» آزموده بود. فيلم «ناسپاس» تاکيد بر کشت‌وکار و دامداري و سکونت 12 قبيله يهودي در پيش از ميلاد مسيح دارد که مدام از طرف آشوري‌ها، آموري‌ها و... در معرض تهديد و غارت قرار دارند و حضرت موسي در صدد آن است که با توانايي‌هاي هر قبيله‌اي از آنان سرباز براي مقاومت و سکه براي امور اسلحه‌سازي و آموزش و... بگيرد که بعضي از سران قبايل و خاخام‌ها حاضر به همکاري نيستند. مسابقه‌اي براي تعيين بزرگ پهلوان قوم يهود برگزار مي‌شود که «آمين» آن عنوان را به خود اختصاص مي‌دهد و در ساعاتي که مراسم عروسي‌اش در حال برگزاري است، کشته مي‌شود و اختلاف اقوام به بالاترين حد خود مي‌رسد و سرانجام حضرت موسي موفق مي‌شود با دم گوساله‌اي زرين، آمين را از خواب و مرگ برخيزاند و ضمن برملا کردن نام قاتل، عروسي‌اش را از سر گرفته به زندگي ادامه بدهد.
آنچه تاکنون سينما و ادبيات ارائه کرده است، بر آن تاکيد دارد که حضرت موسي بعد از گرفته شدن از درون سبدي که بر روي نيل روان است، به دربار فرعون مي‌رود و در آنجا به مقام عالي مي‌رسد و قوم خود را از بردگي نجات داده، از سرزمين مصر به جاهاي ديگر مي‌برد. اگر يهوديان رسالت حضرت موسي را انحلال برده‌داري و گرفتن ده فرمان از فرشتگان مقرب الهي و رهايي قوم محسوب کرده اند، حسن هدايت اين را هم پشت‌سر گذارده و فراتر از اين، آنان را در معرض تمدن‌سازي به تصوير مي‌کشد.
از طرفي حضرت موسي در ميان خاخام‌هاي اقوام، رييس شورايي بيش نشان داده نمي‌شود که اين هم از برآيندهاي روايت يهوديان از انبياست. همچنين طبق روايت يهوديان «موسي»، «موشه» و... حضرت موسي برخلاف ظاهر اقوام داراي چشم‌هاي زاغ، موهاي سفيد – خرمايي و غيرخاورميانه‌اي و عبراني نمايانده مي‌شود که اين هم از روايت‌هاي مکرر سينماي يهوديان است. اينکه اين همه هزينه 1200 نفري افراد دست‌اندرکار فيلم و احشام فراوان و فضاهاي متنوع براي چه منظوري به‌کار رفته است جداً جداي ترديد دارد. آيا بعد از 30 سال از پيروزي انقلاب اسلامي، اينکه در ايران بايد روايت يهودي از انبيا در سينما ساخته بشود، مقبول است؟! آيا اين فيلم در راستاي همزماني بزرگداشت جهاني هولوکاست در آلمان و نمايش اين فيلم برنامه‌ريزي نشده است؟!
از : مجتبي حبيبي

گفت‌وگو با محسن جاهد، تهیه‌کننده فیلم «ناسپاس»


 

آغازگر کار متفاوت تاریخی خواهیم شد

ناسپاس، یک رویداد مستند و برداشتی از یک قصه قرآنی بسیار جذاب است. طبیعتا وقتی یک رویداد قرآنی به یک اثر سینمایی تبدیل
می‌شود جزئیات در آن حرف اصلی را می‌زند.
در ناسپاس ما با وفاداری کامل، اصل موضوع را که یک قصه قرآنی است داستان را پیش می‌بریم

بهناز شيرباني: مظفرنامه، کودتای سیاه، سقوط، شکار روباه و... بخشی از آثار محسن جاهد در مقام تهیه‌کننده و مدیر فیلمبردار سینمای ایران است. او امسال با فیلم «ناسپاس» که از معدود فیلم‌های تاریخی بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر است، در جشنواره حضور دارد. عشق پایه اصلی روایت فیلم «ناسپاس» را شکل می‌دهد و حضرت موسی (ع) به‌عنوان پیامبر این قوم اتفاقات و درگیری‌های طایفه را هدایت و رهبری می‌كند.

از چه زمانی تصمیم گرفتید سراغ ساخت فیلمی با موضوع زندگی حضرت موسی (ع) بروید؟
طرح اولیه فیلم ناسپاس بعد از جشنواره سال گذشته آغاز شد و بعد از چندین بار بازنویسی فیلمنامه، شهریورماه سال جاری پیش‌تولید کار را شروع کردیم.
از ابتدا حسن هدایت برای کارگردانی این فیلم مدنظر شما بود یا به گزینه‌های دیگری نیز فکر می‌کردید؟
طبیعتا برای ساخت یک فیلم، گزینه‌های متعددی برای کارگردانی آن در نظر گرفته می‌شود اما شایسته‌ترین فرد که تبحر ساخت آثار تاریخی نیز در کارنامه هنری‌اش به چشم می‌خورد حسن هدایت بود که در نهایت کارگردانی فیلم ناسپاسی به او سپرده شد.
معمولا آثاری که با عنوان فیلم‌های تاریخی در مدیوم سینما تهیه می‌شود متاسفانه اقبال چندانی در میان مخاطبان پیدا نمی‌کند. آیا پرداختن به یک فیلم تاریخی- مذهبی برای جشنواره بیست و هشتم این ذهنیت را برای شما به وجود نمی‌آورد که شاید دیده نشود و اصلا تمهیدی اندیشیده‌اید که فیلم دچار این مشکل نشود؟
علاقه و کششی که به ساخت فیلم‌های تاریخی دارم موجب شد ناسپاس را برای تهیه‌کنندگی انتخاب کنم، اما این فیلم با فیلم‌های تاریخی دیگر کاملا متفاوت است. ناسپاس فیلمی است که مخاطب را با گونه فیلم‌های تاریخی آشتی می‌دهد. روند ساخت این فیلم اعم از انتخاب بازیگران، نحوه نگارش فیلمنامه، نحوه روایت فیلم و... بسیار جذاب است و دقیقا معتقدم که این فیلم آغازگر یک کار متفاوت تاریخی خواهد بود.
پیرو همین نگرش است که در انتخاب بازیگران از افراد چهره استفاده کرده‌اید اما در کارنامه هیچ‌کدامشان کار تاریخی به چشم نمی‌خورد؟ آیا دلیل انتخاب این بازیگران صرفا با نگاهی به گیشه انجام شده یا دلیل دیگری داشته است؟
من احساس می‌کنم که رویه ساخت فیلم‌های تاریخی باید کمی تغییر کند. لزومی ندارد از بازیگرانی در کارهای تاریخی استفاده کنیم که قبلا چنین فضایی را تجربه کرده‌اند. دقیقا من برعکس این موضوع فکر می‌کنم. به هر حال بازیگرانی برای فیلم ناسپاس انتخاب شده‌اند که بیشتر آنها بازیگران محبوب سینمای ایران هستند. باز ‌برمی‌گردم به سوالی که شما مطرح کردید، اینکه بیشتر سریال‌های تاریخی در سینما در گیشه با شکست مواجه می‌شوند. انتخاب بازیگرانی که چهره شاخص سینما هستند تا حدودی با رویکرد به رونق گیشه بوده است. علاوه بر اینکه این بازیگران بسیار توانمند و بااستعداد هستند و وقتی پیشنهاد بازی در چنین کاری با آنها در میان گذاشته شد بسیار استقبال کردند.
فکر می‌کنید مخاطبان با بازیگران فیلم ارتباط برقرار می‌کنند؟ این سوال را از این لحاظ می‌پرسم که اتفاقا گاهی بردن بازیگران چهره در قالب تجربه نشده ممکن است نتیجه عکس دهد.
اتفاقا چون بازیگرانی مثل پوریا پورسرخ، نیما شاهرخ‌شاهی و الناز شاکردوست بیشتر در گونه فیلم‌های اجتماعی روز دیده شده‌اند و حالا در شکل و شمایلی دیگر در یک کار تاریخی حضور دارند ممکن است برای مخاطب جذابیت‌های بیشتری داشته باشد. حضور آنها با گریم متفاوت و لباس‌هایی که از فضایی که هر کدام از آنها قبلا با آن دیده شد‌ه‌اند تفاوت دارد و همین موضوع انگیزه دیدن این بازیگران را برای بیننده صدچندان می‌کند.
ساخت اثری که در بستر تاریخ یک موضوع دینی را روایت می‌کند طبیعتا حساسیت‌های ساخت آن را دوچندان خواهد کرد، اول از همه وفادار بودن به تاریخ و بعد مضامین مذهبی که با توجه به مستندات باید با ریزبینی خاصی روایت شود. سوال اینجاست که ناسپاس تا چه اندازه به مستندات تاریخی وفادار بوده و آیا توانست حق مطلب را ادا کند؟
ناسپاس یک رویداد مستند و برداشتی از یک قصه قرآنی بسیار جذاب است. طبیعتا وقتی یک رویداد قرآنی به یک اثر سینمایی تبدیل می‌شود جزئیات در آن حرف اصلی را می‌زند. در ناسپاس ما با وفاداری کامل، اصل موضوع که یک قصه قرآنی است داستان را پیش می‌بریم. خوشبختانه حضور کارشناسان مذهبی از جمله حجت‌الاسلام تقی‌پور موجب شد این قصه قرآنی با نگاه دقیق‌تری روایت شود. ناسپاس یک فیلم پیچیده نیست و بسیار ملموس و قابل فهم است، بنابراین روایت آن برای ساخت یک اثر سینمایی نیاز به کشف لایه‌های پنهانی خاصی ندارد. در کل احساس می‌کنم همین نحوه ساده‌گویی و ذهن مخاطب را درگیر نکردن با مفهوم‌های پیچیده یکی از امتیازات فیلم ناسپاس است. ناسپاس نکات حائز اهمیت فراوانی از جمله موسیقی زیبایش دارد. موسیقی این فیلم به صورت زنده به‌زعم من بسیار خاص است و امیدوارم که مخاطب به واسطه این فیلم با تاریخ آشنا شود.
یکی از نکات بسیار مهم و چالش‌برانگیز آثار تاریخی دیالوگ‌های فیلم است. دیالوگ‌های این فیلم تاریخی نزدیک به محاوره نگاشته شده یا سعی شده ادبیات تاریخی را حفظ کند؟
من لزومی نمی‌بینم وقتی یک داستان قرآنی که شرح زندگی قوم بنی‌اسرائیل و با زبانی دیگر است می‌خواهد به فارسی نگاشته شود با لحن و کلمات خشک و اصطلاحا تاریخی بیان شود. من معتقدم، مهم این است که مخاطب با فیلم ارتباط برقرار کند. دیالوگ‌های فیلم ناسپاس به شکل ملموس و باورپذیر و مابین یک لحن تاریخی و محاوره نگاشته شده است و دقیقا دیالوگ‌هایی انتخاب شده که با بازی بازیگران این فیلم همخوانی دارد.
گریم سنگین و خاصی برای بازیگران این فیلم انتخاب نشده، این موضوع دلیل خاصی داشت یا خیر؟
انتخاب و نحوه گریم بازیگران این فیلم با آزمون و خطاهای فراوانی انجام شده است. وقتی به فیلم‌های قابل اعتنا مثل ده فرمان مراجعه می‌کنیم، می‌بینیم گریم اغراق‌شده‌ای در این فیلم نیست. ناسپاس از هیچ فیلم تاریخی کپی‌برداری نشده است اما با شناختی که از بازیگران، فضای کار و فیلمنامه داشتیم به این نتیجه رسیدیم که یک گریم ساده مثل تغییر مدل موهای پورسرخ یا شاهرخ شاهی داده شود اما گریم حضرت موسی یا دیگر شخصیت‌های داستان به اقتضای کار، طور دیگری است. به هر حال گریم بازیگران فیلم بسیار هوشمندانه انتخاب شد.
به‌عنوان سوال پایانی، چقدر به موفقیت فیلم ناسپاس در جشنواره امسال امیدوار هستید؟
ما همه تلاش‌مان را برای ساخت یک کار فاخر و ارزشمند انجام داده‌ایم و قصوری برای ساخت این فیلم انجام نشد و امیدوارم این فیلم دیده شود.


نویسندگان: حسین اکبرزاده، اصغر هاشمی
مدیر فیلمبرداری: سیدمحسن جاهد
مدیرتولید: بهمن گودرزی
طراح صحنه و لباس: حسن هدایت
طراح گریم: محسن بابایی
تدوین: حسن ایوبی

ناسپاس به روایت ایرنا

فيلم سينمايي ناسپاس به کارگرداني حسن هدايت به دليل روايت ناآشنا و نيز به کارگيري مولفه هاي غير متعارف منتقدان و خبرنگاران را شوکه کرد به گونه اي که بارها در سالن نمايش اين فيلم صداي تشويق اعتراض آميز مخاطبان شنيده شد.
به گزارش ايرنا، ناسپاس داستان دوران زندگي حضرت موسي(ع) و اختلافات قومي آن دوره است که بيشتر روايتي کليشه اي از يکي از شخصيت هاي يهود به نام آميل را به نمايش در مي آورد.
آنچه باعث شوکه شدن مخاطبان از اين فيلم سينمايي شد، ديالوگ هاي بيان شده از سوي بازيگران بود که گاهي نثر گونه و کلاسيک مانند ديالوگ: "تو را چه مي شود" طعنه مي زد.
همچنين بيشتر صحبت هاي رد و بدل شده بين بازيگران اين فيلم نيز در قالب موقعيت هاي معاصر و بيشتر شبيه به ديالوگ هاي فيلم هاي تهمينه ميلاني بود که از جمله آن مي توان به ديالوگ "اين پلنگ رو به چنگ ميارم" اشاره کرد.
بخش ديگري که تماشاگران را شوکه کرد سکانس زنده کردن مرده توسط حضرت موسي (ع) بود که پيشتر حضرت عيسي به اين معجزه شناخته مي شد اين ابهام در ذهن مخاطبان سبب شد تا مخاطبان درباره مستندات ساخت اين فيلم سينمايي و مشخص شدن اين روايت در فيلم سئوالاتي داشته باشند که البته اين پرسش ها بدون پاسخ ماند.
شخصيت هاي فيلم نيز بسيار کليشه اي طراحي شده بودند و به فيلم هاي هاليوودي همچون شجاع دل مل گيبسون طعنه مي زدند.
ضمن آنکه گريم متفاوت پوريا پورسرخ در اين فيلم نيز مخاطب را به ياد آنتونيو باندراس در فيلم چهاردهمين سلحشور مي انداخت.
از اين نکته غافل نشويم که فيلم سينمايي ناسپاس گوشه چشمي نيز به فيلم فارسي داشت و يکي از درگيري هايي که در اين فيلم سينمايي در يک کافه براي افرادي که در حال مي گساري هستند اتفاق مي افتد دليلي بر اين مدعا است.
نکته آخر اينکه دليل ساخت چنين فيلمي و تصويرگري يکي از اسطوره هاي يهود که نسخه ايرانيزه شده فيلم سامسون و دليله براي بيننده گنگ و نامفهوم است.
به هرحال نشست خبري اين اثر سينمايي امروز در سينماي اهالي رسانه در مرکز همايش هاي برج ميلاد برگزار نشد و سئوالات بي پاسخ ماند. دليل لغو اين نشست خبري نيز همچنان نامعلوم است.