دکتر ناصر فکوهی که دارای دکترای انسان شناسی و جامعه شناسی سیاسی در فرانسه است به بهانه نمایش فیلم وقتی همه خوابیم گفت وگویی با سینا قنبرپور درروز نامه امتیاز کرده وگفته است فیلم وقتی همه خوابیم همچون اکثر کارهای بیضایی بسیار ایرانی است .در این فیلم ما باشکلی از چند لایگی و ابهام وتفسیر پذیری در حد بسیار بالایی روبرو هستیم .سینمای بیضایی به شدت تحت تاثیر شعر وادبیات ایرانی ،سنتهای نمایشی ایرانی وشیعی (به خصوص تعزیه )ونماد گرایی و ابهامی است که یکی از ویژگیهای بسیاری از رفتارها و زبان ما به شمار می آید .آنچه در فیلم به مثابه انتقاداز سینمای به اصطلاح فیلمفارسی می بینیم به نظرم شاید سطحی ترین لایه های فیلم است که شاید بتوان گفت به لایه های دیگر نیز لطمه می زند .اما فراتر از این لایه موضوع فیلم ،البته صرفا در دیدگاه شخصی من بیشتر حکایت یک دگردیسی است همچون آنچه که در اثر  کافکا می بینیم ودراین صورت شاید بتوانیم از این تعبیر بااستفاده از نام فیلم کمک بگیریم :وقتی همه خوابیم وزمان بیدار شدن خود را درقالب یک حشره هولناک و کثیف باز می یابیم که حاضر نیست خودرا در آینه باز شناسد و حتی از خانواده خود خجالت می کشد و خودرااز چشم آنها پنهان می کند .

تفاوت به نظر من در فیلم بیضایی در آن است که پای سیستم اجتماعی را در این دگردیسی به میان می کشد که پول سالاری تنها نمادی از آن است ک به نظرم لزوما بهترین نماد نیز نیست . آدمها جای خود را به دیگرانی می دهند که در واقع خود آنها هستند .وخودرا به دست دیگرانی می کشند که خود تغییر شکل یافته آنها یند .

 فکوهی در ادامه افزوده که :درباره سینمای بیضایی همچون اغلب آثار نوشته ونمایشنامه هایش به نظر من باید شناخت بالایی از فرهنگ ایرانی به طور عاموفرهنگ هنرهای مربوطه به طور خاص داشت تا بتوان با آنها رابطه ای عمیق ایجاد کرد .در غیر این صورت مخاطب درلایه نخست باقی مانده و نمی تواند به عمق برود که البته این نیز بی فایده نیست .میان کسی که در خیابان یک فال حافظ می خرد و توضیح چند خطی زیر آن برای چند بیتی که به زحمت می خواند کافی است .این کاری است فرهنگی ولی بدون شک این رابطه ای نیست که کسی که عمری را باحافظ سر کرده هر بار آن غزل را می خواند و با زبان وروح شاعر برقرار می کند.