شكارچي شنبه در گفت وگوی کار گردان آن با روزنامه ایران
[افروز عيوض خاني]
«شكارچي شنبه»
هشتمين فيلم پرويز شيخ طادي در بخش مسابقه سينماي ايران
به نمايش درميآيد. كارگردان در اين فيلم به موضوع متفاوتي پرداخته، موضوعي كه در فيلمهاي ديگر او ديده نميشود.
شيخ طادي فيلمسازي است كه كارش را با گروه صحنه آغاز كرد و در ادامه به طراحي صحنه و لباس روآورد و در نهايت دست به كارگرداني زد كه «سرزمين پدربزرگ» نخستين تجربه او به شمار ميآيد.
دفتري از آسمان، روايت سه گانه (اپيزود اول)، پشت پرده مه، سينه سرخ و دايناسور فيلمهاي ديگر شيخ طادي است. او در فيلم آخر خود
«شكارچي شنبه» به افراطيگري در دين يهود پرداخته كه خودش به عنوان «طالبانيسم يهودي» از آن ياد ميكند. اين گفت و گو را ميخوانيد.
آقاي شيخ طادي، قبل از هر پرسشي بد نيست بفرماييد چطور شد كه در آخرين فيلمتان به سراغ موضوع صهيونيسم رفتيد؟
فكر ميكنم ما شناخت خيلي جدي از اعتقادات و تندروي تندروهايي كه من به آنها «طالبانيسم يهود» ميگويم نداريم. در واقع ما شناخت ريشهاي از صهيونيسم و نژادپرستي ديني در عصر جديد نداشتهايم، بيشتر صحبتها و اطلاعرسانيها درباره مسائل سطحي و روبنايي رژيمصهيونيستي است. اين موضوع مرا به خود جلب كرد و به تدريج به يك درام انساني رسيدم و ديدم كه پتانسيل يك فيلم سينمايي را دارد، براي همين آنرا جلوي دوربين بردم.
شما براي تحقيق روي اين موضوع چطور پيش رفتيد و عمل كرديد؟
ما عمدتاً از خود اين مكتب، يعني يهوديان جهان و اعتقاداتشان، منابع تحقيقي، مصاحبههاي خوب و متون ديگر استفاده كرديم. مثلاً از تحقيقات پژوهشگران اروپايي و محققان داخلي خودمان استفاده شده است.
اين اطلاعات سوار يك داستان شده و مطلقاً دست به آن نزديم و هر آنچه بوده را تبديل به يك جريان داستاني كردهايم.
شما تا چه حدي به مستندات تاريخ معاصر در فيلم وفادار بوديد؟
صددرصد به مستندات وفادار بوديم و تلاش نكرديم به واقعيتها دست ببريم. سعي نكرديم فضاي ناعادلانه براي قضاوت ايجاد كنيم، نگاه فرامتني و نگاه كارگردان به فيلم وارد نكرديم، تأويل و تفسير انجام نداديم، بلكه سعي كرديم يك فيلم باشد كه تماشاگر با ديدنش پي به واقعيت ببرد و با موضوع طالبانيسم يهود آشنا شود.
با توجه به اين توضيحات وجه درام و داستان در فيلم قوي است يا وجه مستند آن؟
براي ما وجه مستند خيلي ارزش بيشتري داشت چون با اين موضوع فيلمهاي زيادي نداريم تا بگوييم اين هم يك فيلم در كنار ديگر فيلمهاست كه مثل يك پازل عمل ميكند و فقط درام ميتواند مهم باشد يا مثلاً درام ارجحيت داشته باشد، بنابراين ترجيح دادم در اولين فيلم با اين موضوع كه تحقيق خيلي گستردهاي براي آن انجام شده و خيلي برايش زحمت كشيدهايم درام را خيلي حاكم كنيم.
يا اصلاً بهتر است بگوييم تخيل نويسنده فيلمنامه را خيلي دخيل نكردهام. ما تم و طرح را از مستندات گرفتيم و آن را تقويت كردهايم.
به هرحال براي جذب مخاطب و تأثيرگذاري روي تماشاگر درام و قصه خيلي ميتواند اهميت داشته باشد و اطلاعات مستند تاريخي ممكن است او را در دنبال كردن فيلم ترغيب نكند.
بله، همين طور است. ما درام را به گونهاي ايجاد كردهايم كه بتواند جذابيت داشته باشد، ساختار سينمايي داشته باشد و بتواند هنر را به كار گيرد. در «شكارچي شنبه» در بخشهاي هنري خيلي كار شده و از فيلمبرداري، طراحي صحنه، بازيگري و متن حرفهاي زيادي براي گفتن دارد.
ما هنرهاي مختلف را به كار گرفتيم و البته اين بخشها هم حرفهاي بوده و حرف براي گفتن دارند. يعني به لحاظ كيفي هم مناسب است. در داستان هم شيوه روايت تخيلي حاكم نيست، بلكه از مستندات الهام گرفته شده، يك داستان طراحي شده كه كاملاً واقعي است.
يعني ماجراي فيلم واقعاً اتفاق افتاده است؟
بله.
فيلم در فلسطين اتفاق ميافتد يا مكان نامشخصي دارد؟
در فلسطين اشغالي اتفاق ميافتد و شخصيتهاي آن يهوديهاي افراطي هستند.
لوكيشنها كجا بودند؟
بخش اعظم آن در لبنان و بخش كوتاهي هم در ايران فيلمبرداري شده است.
البته ميدانيم كه شما طراح صحنه خوبي هستيد، اما ميخواهم بفرماييد كه طراحي صحنه فيلم برايتان كار سختي بود يا نه؟
خيلي سخت بود. مثلاً در مورد پوشش يهوديها نميتوانستيم در كشور خودمان آن را اجرا كنيم، بلكه مجبور بوديم در همان منطقه (لبنان) صحنهها را آماده كنيم. از طرف ديگر بايد طوري عمل ميكرديم كه مثلاً پوشش حجاب خانمها طوري باشد كه هم واقعي به نظر برسد و هم قابل نمايش در كشورمان باشد.
شما در ميان اين هشت فيلمي كه ساختيد، «شكارچي شنبه» به لحاظ ساختاري به كدام كار شبيهتر است. البته به لحاظ مضموني كه گفتيد اولين بار است چنين موضوعي ساخته ميشود.
به لحاظ محتوا مبحث «دين» در اين فيلم مطرح است، حالا گونهاي از استفاده شخصي يا نژادپرستانه از دين، از سوي ديگر چون يكي از شخصيتهاي مهم فيلم يك كودك است ميتواند در ژانر كودك و نوجوان هم بگنجد اما تقريباً تركيبي از هردو ژانر است.
اما در بحث ساختار هم به لحاظ تكيه كردن به آن و لحظه به «پشت پرده مه» يا «سينه سرخ» نزديك است.
فيلم را قبل از جشنواره نمايش دادهايد؟
بله. يكي دوبار در اكرانهاي خصوصي.
خب، نظر مخاطبان چه بود؟
مخاطبان خيلي راضي بودند. اكثر آنها ميپرسيدند آيا موضوع فيلم واقعيت دارد؟ اين سؤال براي من خيلي جالب بود.
چون در فيلم با اعتقادات ريز و دقيق قوم يهود و اسرائيل روبهرو هستيم كه ظاهراً در ايران آشنايي با اين جزئيات خيلي كم است.
اين مسئله به همان چيزي برميگردد كه در سؤال اول شما توضيح دادم، يعني اطلاعات مخاطبان ما از اين موضوع خيلي كم است. بنابراين اگر فيلمسازان ديگر هم در اين موضوع كار كنند اطلاعات مخاطبان درباره نژادپرستي ديني زياد ميشود.
آقاي شيخ طادي، قطعاً روز اول ايدهاي در ذهن شما بوده، آيا حالا كه به فيلم نگاه ميكنيد به هدف خودتان از ساخت فيلم رسيدهايد؟
در اجرا قدري فاصله داريم، چون از نظر هزينه كسر بودجه آورديم و تهيهكننده هم فشار ميآورد كه با همان بودجه فيلم را تمام كنيد.
در واقع در محدوديت مالي ناچار شديم در فيلمبرداري و طراحي صحنه و اينها به مشكل برخورديم. مثلاً براي بافت ريش و مو در بخش چهرهپردازي هزينههايي بايد صرف ميشد كه نميتوانستيم. در واقع برآورد فيلم حرفهاي نبود و وقتي عملاً وارد كار شديم مشكل پيدا كرديم و آنطور كه بايد و شايد، جبران نشد. از اين منظر فكر ميكنم ميتوانستيم بهتر كار كنيم، اميدواريم بعدها دوستاني كه در اين موضوعات فيلم ميسازند امكانات بهتري در اختيار داشته باشند.